شمارهی سوم/صفحه هشت
یک مقالهی فرهنگی بخوانیم...
بیهوده گرایی از دیرباز از معضلات بزرگ زندگی بشر بوده و است و با گذشت زمان این تومور بدخیم بیشتر رشد میکند. درست است که در وهلهی اول باید ترسید زیرا نشان شکست هوش و توانایی انسان در همگامی با طبیعت است اما آنچه ملموس است بلعیدن انرژی و توان پیرامون است که به شدت و قدرت توسط این دیو مخفی اتفاق میافتد.
بیهودهگرایی در هر زمینهای میتواند ریشه بزند و رشد کند و مدتی بعد چیره و سائس شود و حتی به دیان برسد. کوچکترین کاهلی صاحب منزلی او را در پی خواهد داشت.
اصولاً رسیدن به بیهودگی در هر چیز نشان ضعف تا قبل از رسیدن است. بسیاری ضعفها غیر قابل جبرانند و بسیاری سخت جبران میشوند.
مثالهای مد نظرم در مبحث بیهودهگرایی بررسی چند رشته و گرایش تحصیلی ست که تا مقاطع بالای تحصیلی توسط مراکز آموزشی مختلف و بر پایهی سرمایهی ملی جذب دانشجو دارند و در کنار اتلاف انرژی، وقت و هزینهی فراوان، آنچه بعنوان آموزش ارائه میدهند به حدی مبتدی، سطحی و عاميانه است که خروجی عملاً و در بوتهی قیاس، با هیچ یکسان است.
با احترام به دوستان عزیزم که سوختههای این مسیرند مطلب را پیش میبرم.
برای مثال اگر خانم خوش سلیقهی زبر و زرنگی هستید که حرفتان در خانه بُرش دارد و هر باره دیزاین خانهیتان را با دستسازه های زیبایتان تغییر میدهید و چشمنواز میکنید، بنابر زوایای نورپردازی و ایدههای خلاقانه چیدمانش را عوض میکنید، رنگ و مدل دیوارپوش، کفپوش، سقف و ... را به روز میکنید و صاحب ایدهاید، جای دیواری را عوض میکنید یا در جایی پنجره مینشانید و ... باید گفت منزل شما همواره پروژهی زندهی پایان ترم و ارائهی نهایی شما ست تا بعنوان مهندس معمار داخلی معرفی شوید. بعبارت بهتر این رشتهی پرصدای تحصیلی با آن همه هزینه در تمامی ابعاد، خروجیش یک خانم هنرمند و باسلیقه است که نرمال ایرانی ست و مادرش وظیفه داشته تابستانها برای سرگرم کردنش به او هنرهای مختلف بياموزد.
در حقیقت در خصوص بسیاری رشتهها و گرایشهای مربوط به هنرهای دستی و تجسمی، آشپزی و قواعد طب خانگی، روانشناسی، علوم سیاسی و اجتماعی، ادبیات و ... نیازی به تحصیلات دانشگاهی و تکمیلی نیست. کافی ست دول مختلف در نهادهای گوناگون در پرورش خلاقیت، منطق، نظم، مهارت زندگی، عقلمندی، هنر دوستی، کتابخوانی، مهرورزی، طبیعت دوستی و ورزش دوستی افرادِ خود بکوشند تا خروجی انسانی باشد که نیاز نباشد برای آماده ساختنش جهت ورود به دنیای نو تا به این اندازه در ابعاد گوناگون و حتی سرسامآور هزینه شود و در حق دیگران اجحاف صورت گیرد.قابل توجه است که این بغرنج فرهنگی که به عرصهی عمل رسیده از مصادیق جوجه رنگ کردن و به جای قناری فروختن است. علاوهبر آن هزینه در بخش تحصیلات و مدارج علمی بطور چشمگیری زیاد است هر چند عادلانه و همگانی هم نیست.
حائز اهمیت است که آنچه بعنوان آموزش در موارد مزبور ارائه میشود زندگی نرمال و روتین خانوادگی عدهی کثیری از خانوادههای هوشمند، کوشا و بهینهی ایرانی ست. کافی ست خط مش آنان آموزش داده شده و الزام شود. نیکی را باید گسترانید.
هر چند ما در ایران در قرنی به سر میبریم که بعد از حذف پادشاهی، رهبر و حتی دولت به ارائهی خدمات الکترونیک رسیدهایم و این مهم نوید خوشی برای آیندهی ایران و جهان است زیرا بیهودهگرایی در ابعاد مختلف کنترل شده و جای خود را به ملزوم گرایی میدهد.
🖋به قلم سردبیر و با همکاری 🐝 شیدا

